مرد کوچک مادر

مرد کوچک مادر!
فدای قد و بالایت!خوب به حرف های مادرت گوش کن!
شاید حرفهایم تلخ و سنگین است...
اما باید از همین بچگی برایت بگویم تا در اینده اماده باشی برای مرد شدن...
تو قرار است مرد خوبی شوی...مرد خوب بودن کار سختی است!
اینکه قوی باشی اما مهربان...
صدایت پر جذبه باشد اما نه بلند...
اینکه باید گلیم خودت را از اب بکشی بیرون...
و مهمتر اینکه باید تکیه گاه باشی!
عزیز دل مادر!تکیه گاه بودن سخت ترین قسمت مردانگی است.اول از همه باید تکیه گاه خودت باشی بعد عشقت...
عشق حس عجیبی نیست.حسی است مثل وقت هایی که صدایم میکنی مادر! و من میگویم جان مادر؟!
وبه همین مقدسی است!
عاشقی را کم کم خودم یادت میدهم!
لابه لای حروف الفبا و اعداد خودم یادت میدهم که بگویی دوستت دارم
گل خریدن...قدم زدن...و غافلگیر کردن...
پسرم!بزرگ شدن جدی است...
مثل همین بازیهای بچگی ات
اما به مادرت اطمینان کن
من خیلی قبل تر از به دنیا آمدنت
خودم را برای بزرگ شدنت آماده کردهام



مرد کوچک مادر
